تبليغاتX
نقطه سر خط - برای پاییزی که می شود دلتنگش شد
 


تنها هوشیارانند که می‌دانند
هیچ نمی‌دانند


خط آن‌لاين . . .
سر خط . . .
خطوط . . .














پاییز بود که از کوچه می اومد بالا ..کوله مدرسه روی دوشش بود

و داشت سعی می کرد از لابه لای خرت و پرت های کیفش کلید

رو پیدا کنه که دیدش با قد بلند و صورت افتاب سوخته و همون رفتار

لاقیدهمیشگی که اولین بار ازش تعجب کرد و بعدا فقط ازش لذت برد..

اصلا ذاتا ادم ساده ای بود ...از اون دست ادمها که می شه خمیرشون

یه دفعه بهتر شه یا دفعه اینقدر خراب شه که نشه هیچ کاری اش کرد..

هر چی بود نمی شد نادیدش گرفت..بازی گوشی چشم هاش رو...نفوذ

صداش رو هر کاری می کرد نمی شد نادیدش گرفت ...

پگاه یادته صداش رو شنیدی؟

پی نوشت:وقتی حواست نیست.....

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 21:26 توسط ... |













كنسرت سنتی آوای دوست
از من ایشان را هزاران یاد باد
خارج نشین شدن؟
كناره‌گيري مصطفي مستور از جايزه‌ي جلال و كتاب سال
برای ضرغامی و صداوسیمایش
دست نگهدار دوست من !
درانجمن قلم چه گذشت ؟
محمد مطهری: کاش دشمن را زودتر شاد کرده بوديم
مادرانه !
کجا می‌شینید؟
خبر
مسأله این است؟!
شناخت خواهرکی
آنها واقعا چند نفرند؟
جایی میان لبخند و خون


Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:.