|
|
||
|
تنها هوشیارانند که میدانند هیچ نمیدانند خط آنلاين . . . سر خط . . . خطوط . . . |
||
|
|
خودم هم اگر خودم را خوب نمی شناختم فکر می کردم سرم به
جایی قطعا اصابت کرده وگرنه شما را نمی دانم خود عاقل مان وقتی بعد از تمام کردم فوق لیسانس برگشتیم خانه باید استراحت مطلق پیشه می کردیم و از این دست تفریحات سالم اما ما دقیقا از فردای روزی که برگشتیم همین طور در حال درس خواندن و یاد گرفتنیم جوری که خانواده همینطور از تعجب انگشت حیرت به دهان گرفته مانده اند.... حوصله بیرون رفتن از خانه را ندارم ..دروغ چرا حوصله دیدن ادم ها .. حوصله گرم گرفتن با دوستان و از این دست کارها...زندگی ام را بدون تلویزیون برنامه ریزی کرده ام و برای همین وقت زیاد دارم برای خواندن و نوشتن و یاد گرفتن... دیشب مقاله می خواندم در باب تقسیمات میوزی و میتوزی و تاثیرات شان در علوم زیستی و اینقدر زیبا و سخت بود که همینطور بی وقفه در باب شان با خودم حرف می زدم..این که اینهمه دقت در روند تقسیم یک سلول ساده به کار رفته من را سرحال می اورد می دانم که ما را به حال خودمان رها نمی کنی... *سعی می کنم که این پست تازه را بنویسم وگرنه وسوسه قوی و من ناتوان می خواهم یک مدتی در اینجا را تخته کنم...من سعی خودم را می کنم که بنویسم...
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 11:24 توسط ...
|
|
|
|
Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:. |