|
|
||
|
تنها هوشیارانند که میدانند هیچ نمیدانند خط آنلاين . . . سر خط . . . خطوط . . . |
||
|
|
همه سعی ام را می کنم اما نمی شود....
توی تاکسی که می نشینم سعی می کنم توی اینه به راننده تاکسی لبخند بزنم تا فکر نکند این سر تا پا سیاهی که پوشیده ام به هیچ چیز ربط دارد... توی دانشگاه سعی می کنم از کنار بچه های ایرانی که رد می شوم که ریش های شان را چند روز است نزده اند..سیاه پوشیده اند ارام سرم را توی کامپیوتر هایشان بچرخانم و ببینم دیوانه شده اند از بس اخبار خوانده اند از راه دور و فیلم های راهپیمایی های مردم را دیده اند و .... ایرانم اتش گرفته .. ..... از هیچ شاهد نمی اورم ..از خودم می گویم که توی این تنهایی این دردهای نگفته را با دوستانم توی سکوت درداور نگاهشان قسمت می کنم... پی نوشت:دروغ نیست اما تو اگر دلت خواست بیا اینجا داد بزن که ما همه مان دروغ می گوییم ..من را هم اگر عشقت کشید جز اراذل دسته بندی کن...من که دیگر نمی شنوم.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 15:15 توسط ...
|
این جا گوشه نوشته شخصی من است هر کاری دوست داشته باشم
با ان می کنم هر چه این دل تنگ بی مراد هم بخواهد می نویسم ...یکی بیاید اینجا را به اتش بکشد...یکی پیدا شود اینجا را سیاه ببندد..یکی بیاید برای من ثابت کند دروغ است یکی بیاید..چون من هر لحظه دارم بیشتر ایمان پیدا می کنم....و این من را می کشد به دوستانم می گویم شما را به خدا برای من اثبات کنید که هیچ چیز اتفاق نیافتاده.. یکی بیاید من را از این برزخ نجات بدهد
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 22:42 توسط ...
|
حقیقت اش این است که وقتی ان روی سگ من بالا می اید
کلی اخلاق گند هم پشت سرش ضمیمه دارد مثل اینکه عشق میکنم حال همه ان هایی که دوست دارم را نافرم بگیرم تا یادشان بیاید خیلی هم دوستم ندارند وگرنه می فهمیدند می پرسیدند یا حداقل اینکه وانمود می کردند که تلاش می کنند حالم را بفهمند... نمی دانم اسم مرضی که تازگی دچارش شده ام چیست خیلی به تنهایی ربط دارد یا کلا بی ربط است اما اساسا حس ناجور خسته ای از این ادمها دارم از همه شان بعدا نوشت:حوصله نوشتن پست سیاسی را ندارم اما دیدم دست خانم مرشد زاده درد نکند خوب حرف دل زد..خیلی خوب اعترافات نیمه شب یک زن را بخوانید بعدانوشت۲:من به جای شما رفته ام کلی وب خوانی کرده ام و پیوندهای روزانه نقطه سر خط را خدا بخواهد بعد صد سال آپ کرده ام دوست داشتید کمی از زحمات این جانب بی حوصله را بخوانید.
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 12:37 توسط ...
|
|
|
|
Powered By NardebaN Graphic Home ; This Template Designed By .:SFO:. |